حكيم زجاجى

33

همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )

باسمه سبحانه بسم اللّه الرحمن الرحيم . . . و تمم بالخير افتخار نمودن مهلّب بن شبيب به مبارزت و ترسانيدن طرف خود را به مجاهدت به ميدان برآمد چو مهلب شبيب * كه چون بر سر منبر آيد خطيب بر اسب سرافراز پولاد سم * ز الماس نعل و ز انقاس دم كشيده دو گوشش چو پيكان تير * گشاده دو چشمش چو كيوان پير فرو هشته بش همچو گيسوى يار * به پشتش دمش بود چون موى يار دو دستش چو دو تير و چفته جبين * همىزد دو صد چرخ زير مكين 5 سوارش چو دستان و گرزى به دست * بر آن اسب مانندهء پيل مست چو آيينه خودى نهاده به سر * چو ماهى به جوشن بپوشيده بر به بر جوشن و تيغ هندى به مشت * به آهن نهان كرده پهلو و پشت درآمد به ميدان بدين‌ساز ، شير * باستاد برجا سرافراز دير چو تند اژدهايى دهان باز كرد * چو رعد آن سرافراز آواز كرد 10 ز مردى من گويد اول سخن * كه آيد بر من از آن انجمن برون شد سوارى ز مردان جنگ * بر مهلب آمد به ميدان جنگ